Thursday, May 20, 2004

جاي خالي طرح رفاه و تامين اجتماعي

به نام خدا
امروز در روزنامه همبستگي از كار دشوار و طاقت فرساي حدود ده هزار كودك در استان كردستان خبر داده بود. بديهي است كه نه اين ده هزار نفر، تنها كودكان كار در اين كشور اند و نه اولين يا آخرين گروه آن هستند. آنچه هنگام خواندن چنين گزارش هايي يا هنگام مشاهده گروه هاي كثير كودكاني كه در هر گوشه اين سرزمين به كارهاي اينچنيني مشغولند، دل را بيشتر به درد مي آورد، اين است كه هيچ مجموعه و گروهي خود را متولي مستقيم سلامت و بهبود وضعيت آنان نمي داند و تنها به ذكر جاي خالي سازمان ها و موسسات ديگر اكتفا مي شود.
در وصف حال اين جور كودكان يا افراد تنها به ذكر اينكه كدام كارها نشده يا نمي شود بسنده مي كنيم و من به ندرت گزارشي خوانده ام که از بايد ها يا آنچه كه براي كمي بهتر شدن وضعيت بايد انجام داد سخني بگويد. اين است كه عمدتا فقط به جستجوی مقصر دلخوشيم و ديگر هيچ.
مدت زيادي از تصويب لايحه ساختار سازماني نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي در صحن علني مجلس نمي گذرد. در ماده يك اهداف اين لايحه عنوان شده است « به منظور اجراي اصل بيست و نهم قانون اساسي و در جهت ايجاد انسجام كلان سياست هاي رفاهي و به منظور توسعه عدالت اجتماعي و براي حمايت از همه افراد كشور در برابر رويدادهاي اجتماعي، اقتصادي و طبيعي و پيامدهاي آن نظام جامع تامين اجتماعي برقرار مي گردد.»
به تبع تصويب اين طرح موافقت ها و مخالفت هاي فراواني نيز در رد يا تاييد لايحه عنوان گرديد و در نهايت طرح به واسطه ايرادات شكلي و محتوايي شوراي نگهبان فعلا مسكوت مانده است.
اين كه چه زماني طرح از ركود فعلي خارج خواهد شد معلوم نیست و اگر بناست وزارتخانه اي در مجموعه دولت شكل گيرد كه متولي امر تامين ”رفاه و تامين اجتماعي“ در كشور باشد، اميدواريم به زودي اين كار انجام گيرد و تاخير در شكل گيري آن به كاسته شدن از اهميت توجه به طرح منجر نشود، و زماني طرح قابليت اجرايي پيدا نكند كه در اثر تكرار ضرورت طرح خود طرح به ركود و روزمرگي كشيده شده باشد.
هنگام خواندن چنين گزارش هايي جاي خالي طرح هايي حمايتي نظير طرح جامع رفاه و تامين اجتماعي بيشتر و عميق تر احساس مي شود. طرح هايي كه ضروري اند براي اينكه شايد بتوان به كمك آنها اندكي زيستن را براي كساني كه پناه و پشتيبان و ياوري غير از دست هاي كوچك شان ـ و البته خداوند – ندارند، آسان تر كرد